هرگز عضو باشگاهی نمی شم که حاضر باشه کسی مثل منو به عضویت قبول کنه

آبی

ازم پرسید:
«اگه مدادرنگی بودی منو چه رنگی می کشیدی؟
  اگه دزد بودی از من چی می دزدیدی؟
  اگه پاک کن بودی کدوم خصوصیتم رو پاک می کردی؟»
گفتم من به این چندتا سوال جواب نمیدم ، ولی من چیزی رو پاک نمیکنم چون تورو همینطور که هستی دوست دارم.
گفت: «چرا؟سخت نبودکه.حالامن برای تو جواب میدم: آبی،خونسردیت،سکوتت.»
گفتم: چرا آبی؟چون سردم؟
گفت: «نخیر چون بهم آرامش خاصی میدی....»

سکوت شاملو

دلتنگی‌های آدمی را
باد ترانه‌ای می‌خواند،
رویاهایش را
آسمان پرستاره نادیده می‌گیرد،
و هر دانه برفی
به اشكی نریخته می‌ماند.
سكوت،
سرشار از سخنان ناگفته است؛
از حركات ناكرده،
اعتراف به عشق‌های نهان
و شگفتی‌های بر زبان نیامده.
در این سكوت،
حقیقت ما نهفته است.
حقیقت تو
و من.

مارگوت بیکل (با صدای احمد شاملو بشنوید)