rss
    هرگز عضو باشگاهی نمی شم که حاضر باشه کسی مثل منو به عضویت قبول کنه

سامانه های توکار - بخش ششم

سامانه های توکار (Embedded Systems)
بخش ششم: بردهای کامپیوتری آماده و ارتباط با بیرون
بردهای کامپیوتری آماده
PC/104 و PC/104+ نمونه هایی از بردهای کامپیوتری آماده هستند که برای سامانه های کوچک، کم ظرفیت و بادوام مناسب هستند، بیشتر آن ها مبتنی بر استاندارد x86 می باشند.  این سامانه ها اغلب از DOS، Linux، NetBSD و یا یک سیستم عامل توکار به هنگام از قبیل MicroC/OS-II، QNX یا VxWorks استفاده می کنند.
در کاربردهای معین که در آن ها اندازه کوچک یا قدرت کافی فاکتورهای اصلی به شمار نمی روند، ممکن است اجزای مورد استفاده با   استفاده های همان ها در کامیپوترهای شخصی چندمنظوره x86 سازگار باشند. بردهایی از قبیل بردهای قرارگرفته در رده  VIA EPIA با وجود کامپیوتر شخصی سازگار اما کامل به ایجاد پل در فضاهای خالی کمک می کنند.
اندازه فیزیکی کوچک تر یا دیگر ویژگی های این بردها، آن ها را برای مهندسان سامانه های توکار جذاب ساخته است.
مزیت این خط مشی این است که ممکن است اجزایی با قیمت مناسبتر همراه با سایر ابزارهای توسعه نرم افزاری استفاده شده برای توسعه نرم افزارهای جامع استفاده شوند. سیستم های ساخته شده از این راه از زمانی که در قطعات بزرگتر ساخته شده اند و یک نقش تنها را برعهده دارند، هنوز در سامانه های توکار به کار می روند. نمونه ای از این قطعات که ممکن است از این راه ساخته شوند، ATM ها هستند.
با این های بیشتر بردهای آماده سیستم توکار PC محور نیستند و از ISA یا باس های PCI استفاده نمی کنند، زمانی که یک سامانه در یک چیپ پردازنده به کار می رود ممکن است برای داشتن یک باس استاندارد از اتصالات مولفه های گسسته فایده کمی داشته باشد و ابزارهای سخت افزاری و نرم افزاری ممکن است در هر سامانه بسیار متفاوت باشند.
نمونه ای از این قطعات که ممکن است از این راه ساخته شوند، ATM ها هستند.
یک سبک طراحی برای این سامانه ها از ماژول و دستگاه کوچکی، شاید در اندازه یک کارت ویزیت و برای نگهداری اطلاعات با تراکم بالا روی تراشه های BGA (از قبیل یک ARM مبتنی بر سیستم روی یک تراشه)، و لوازم جانبی دیگر مانند حافظه فلش خارجی برای ذخیره سازی و یک DRAM برای حافظه زمان اجرا استفاده می کند.
معمولاً فروشنده ماژول باید نرم افزار بوت را ارائه نماید و کاربر اطمینان یابد که گزینه انتخاب سیستم عامل (معمولاً Linux و برخی دیگر از سیستم عامل های به هنگام) در آن وجود داشته باشد. این ماژول ها می توانند در ابعاد وسیع به تولید کارخانه ای برسند و به وسیله سازمان تخصصی سنجش کیفیت مورد ارزیابی و تست قرار گیرند، سپس با حجم بسار کوچکتر از مادربردهای سفارشی و به همراه لوازم خاص خارجی مورد درخواست ترکیب شوند.
خطوط تولید Gumstix نمونه ای با محوریت سیستم عامل Linux  از بردهای آماده هستند.


ارتباط با بیرون و لوازم
سامانه های توکار از طریق لوازم جانبی با دنیای خارج از سیستم در ارتباط اند:
•    واسط کاربری سریال (SCI): RS-232 و RS-422 و RS-485
•    واسط کاربری سریال همزمان : I2C و SPI و SSC و ESSI (رابط سریال پیشرفته همزمان)
•    USB (Universal Serial Bus)
•    کارت های Multimedia [چندرسانه ای]، (SD کارت ها ، حافظه های فلش و ...)
•    شبکه  ها (اترنت، شبکه محلی کنترل شده، Lonwork ها و ...)
•    Timer : PLL و واحد های پردازشگر زمانی، دریافت و مقایسه
•    IO گسسته: ورودی و خروجی چند منظوره (General Purpose Input/Output)
•    مبدل های آنالوگ به دیجیتال (ADC) و دیجیتال به آنالوگ (DAC)
•    اشکال زدایی: : JTAG, ISP, ICSP, BDM Port, BITP DP9 port و  ...

ادامه دارد...

دانش بشر

دانش بشر سوالی برای من که بدون جواب موند
سر کلاس اندیشه اسلامی صحبت از معاد شد، چه دوران کاردانی و چه حالا توی کارشناسی بدون این که کاری به قسمت اسلامیش داشته باشم از این کلاس خوشم میومده و از صحبت هایی که در این مدل کلاس ها میشه خوشم میاد منظور کلاس هایی که توش خیلی ها میخوان چیزی بگن و من همینطور بهشون نگاه میکنم و درموردشون فکر میکنم، برای همین فکر میکنم اگر الان به جای مهندسی نرم افزار روان شناسی یا جامعه شناسی میخوندم خوشحال تر از اینی که هستم، بودم، فعلا که نشده و از آینده هم بی خبرم، از این آقای پورشاهرودی خوشم میاد با وجود اینکه نظرات سیاسیش 361 درجه با من متقاوته اما باید به نظراتش احترام بذارم حتی با وجود اینکه معتقدم نظراتش اشتباهه، همین طور در زمان کاردانی از استاد اندیشمون آقای معین خوشم میومد، خلاصه ایشون در مورد معاد جسمانی و روحانی صحبت میکردن و من یکی نفهمیدم آخرش چی شد و البته احتمالا نباید هم بفهمم، همزمان علما میخواستن اطلاعات نداشتشون رو به خلق خدا ارائه کنن، یه سوال همینطور بالای سرمن میچرخید که این علم و دانشی که ما تو این دنیا بدست میارم به هرشکل مثلا نتیجه اندیشه هامون یا اطلاعاتی که بدست میاریم توی اون دنیا حالا فکر کنید خدا حال دادو ما رو راهی بهشت کرد داریمشون اگه داریم به همین مقدارن، اصلا فرض کنید داریمشون به چه دردی میخورن، یا اگه نداریمشون پس چرا باید اینجا بدست بیاریمشون، خود من وقتی دارم چیز جدیدی یاد میگرم یا کار مورد علاقم رو انجام میدم خیلی حس خوبی دارم حالا توی بهشت اگه نیازی نیست که چیزی یاد بگیریم دیگه زندگی اونجا چه حالی میخواد بهمون بده، بشینیم همدیگرو ببینیم، بعد نفهمیدم این علم با روحمون میمونه یا با جسممون... منظورم از نفهمیدم اینه که قانع نشدم، حالا فرض کنیم به گفته این آقای پورشاهرودی این علم اینجا به این درد میخوره که مثلا شخصی که دانشش بیشتره ثواب کار خوبش و جزای گناهش بیشتر از کسی هست که دانشش کمتره، اول اینکه معیار این دانش چیه؟ دوم اینکه خوب بعدش چی پس اون ور چی میشه چرا نباید اون طرف ما دانشمون حالا به هر مقدار باهامون باشه...
آخرش ما پرسیدیم و این بنده خدا هم نفهمید من چی گفتم چون خودم هم نفهمیدم ولی واقعا چرا...؟

رابط کاربری و پردازنده ها در سیستم های نهفته

سامانه های توکار (Embedded Systems)
بخش پنجم : رابط کاربری، پردازنده، بردهای کامپیوتری آماده


رابط کاربری
سامانه های توکار به سیستم های به طور کل بدون رابط کاربری (معمولاً طراحی شده برای انجام یک وظیفه) تا سیستم های با رابط گرافیکی پیشرفته که به کامپیوترهای دسکتاپ امروزی شباهت دارند تقسیم بندی می شوند، این سامانه ها از قطعات توکار ساده، از دکمه ها، نماشگرهای LED یا LCD کارکتری (به عنوان نمونه LCD محبوب HD44780) با یک منوی ساده استفاده می کنند.
فراتر از آن ممکن است این سامانه ها از قطعاتی در سطح بالاتر کنند، از جمله نمایشگرهای گرافیکی لمسی یا نمایشگر های دارای دکمه های حسی که راحتی کار را جهت کاهش فضای، مورد استفاده فراهم می کنند، بدین معنی که دکمه ها می توانند با دکمه های تصویری جایگزین شوند و کاربر  برای انتخاب گزینه مورد نظر از طریق اشاره طبیعی انگشتان عمل کند، سامانه های توکار در برخی موارد دارای یک نمایشگر به همراه دکمه های جوی استیک (قطعه بندانگشتی برای انتخاب) هستند.
برخی از انواع سامانه های توکار با کمک یک پرت سریال (USB, RS-232, I2C) و یا از طریق ارتباط شبکه ای (Ethernet) در حضور نرم افزار مشتری و کابل های مورد نیاز، رابط کاربری با فاصله از سیستم مرکزی را فراهم می کنند.
چنین روشی مزایای زیادی را دربردارد، از جمله توسعه امکانات سامانه توکار، پرهیز از پرداخت قیمت یک نمایشگر برای نصب در محل، اختصار BSP، اجازه ایجاد رابط کاربری در یک PC. یکی از مدل های خوب پیاده شده از طریق این سیستم، ترکیب استفاده از سرور توکار درحال اجرا روی یک قطعه توکار و رابط کاربری موجود بر روی یک PC می باشد. (مدل استفاده شده در دوربین های مداربسته با قبلیت کنترل از طریق دراختیار داشتن IP سرور و یا مسیریاب های شبکه)


پردازنده ها در سامانه های توکار
پردازنده های توکار به طور معمول به دو برد ریزپردازنده ها  (µp) و ریزکنترل کننده ها  (µc) تقسیم می شوند که هرکدام دارای تعداد بیشتری از مولفه ها بر روی یک چیپ هستند از جمله کاهش قیمت و اندازه در مقابل در کامپیوتر های شخصی و سرور.
تعداد زیادی از معماری های پیاده سازی شده در معماری CPU در این پردازنده ها در حال استفاده است که عبارتند از معماری گلوگاه فن نیومن  با درجات متفاوت از معماری هاروارد، RISC از جمله non-Risc و VLIW.
معماری آن ها از 4 بیت تا 64 بیت و بالاتر (به طور عمده در پردازنده های DSP) متفاوت است، هرچند بیشتر آن ها در محدوده 8 تا 16 بیت قرار دارند. بیشتر این معماری های پردازنده در طیف بزرگی از شکل ها و انواع مختلف بشمار می روند و هرکدام توسط شرکت های مختلفی تولید می شوند، در زیر تعداد زیادی از این معماری ها آورده شده است اما لیستی جامع و کامل نمی باشد:
65816, 65C02, 68HC08, 68HC11, 68k, 8051, ARM, AVR, AVR32, Blackfin, C167, Coldfire, COP8, Cortus APS3, eZ8, eZ80, FR-V, H8, HT48, M16C, M32C, MIPS, MSP430, PIC, PowerPC, R8C, SHARC, ST6, SuperH, TLCS-47, TLCS-870, TLCS-900, Tricore, V850, x86, XE8000, Z80, AsAP.


بردهای کامپیوتری آماده
PC/104 و PC/104+ نمونه هایی از بردهای کامپیوتری آماده هستند که برای سامانه های کوچک، کم ظرفیت و بادوام مناسب هستند، بیشتر آن ها مبتنی بر استاندارد x86 می باشند.  این سامانه ها اغلب از DOS، Linux، NetBSD و یا یک سیستم عامل توکار به هنگام از قبیل MicroC/OS-II، QNX یا VxWorks استفاده می کنند.
در کاربردهای معین که در آن ها اندازه کوچک یا قدرت کافی فاکتورهای اصلی به شمار نمی روند، ممکن است اجزای مورد استفاده با   استفاده های همان ها در کامیپوترهای شخصی چندمنظوره x86 سازگار باشند. بردهایی از قبیل بردهای قرارگرفته در رده  VIA EPIA با وجود کامپیوتر شخصی سازگار اما کامل به ایجاد پل در فضاهای خالی کمک می کنند.
اندازه فیزیکی کوچک تر یا دیگر ویژگی های این بردها، آن ها را برای مهندسان سامانه های توکار جذاب ساخته است.
مزیت این خط مشی این است که ممکن است اجزایی با قیمت مناسبتر همراه با سایر ابزارهای توسعه نرم افزاری استفاده شده برای توسعه نرم افزارهای جامع استفاده شوند. سیستم های ساخته شده از این راه از زمانی که در قطعات بزرگتر ساخته شده اند و یک نقش تنها را برعهده دارند، هنوز در سامانه های توکار به کار می روند. نمونه ای از این قطعات که ممکن است از این راه ساخته شوند، ATM ها هستند.
با این های بیشتر بردهای آماده سیستم توکار PC محور نیستند و از ISA یا باس های PCI استفاده نمی کنند، زمانی که یک سامانه در یک چیپ پردازنده به کار می رود ممکن است برای داشتن یک باس استاندارد از اتصالات مولفه های گسسته فایده کمی داشته باشد و ابزارهای سخت افزاری و نرم افزاری ممکن است در هر سامانه بسیار متفاوت باشند.
نمونه ای از این قطعات که ممکن است از این راه ساخته شوند، ATM ها هستند.   
یک سبک طراحی برای این سامانه ها از ماژول و دستگاه کوچکی، شاید در اندازه یک کارت ویزیت و برای نگهداری اطلاعات با تراکم بالا روی تراشه های BGA (از قبیل یک ARM مبتنی بر سیستم روی یک تراشه)، و لوازم جانبی دیگر مانند حافظه فلش خارجی برای ذخیره سازی و یک DRAM برای حافظه زمان اجرا استفاده می کند.
معمولاً فروشنده ماژول باید نرم افزار بوت را ارائه نماید و کاربر اطمینان یابد که گزینه انتخاب سیستم عامل (معمولاً Linux و برخی دیگر از سیستم عامل های به هنگام) در آن وجود داشته باشد. این ماژول ها می توانند در ابعاد وسیع به تولید کارخانه ای برسند و به وسیله سازمان تخصصی سنجش کیفیت مورد ارزیابی و تست قرار گیرند، سپس با حجم بسار کوچکتر از مادربردهای سفارشی و به همراه لوازم خاص خارجی مورد درخواست ترکیب شوند.
خطوط تولید Gumstix نمونه ای با محوریت سیستم عامل Linux  از بردهای آماده هستند.

ادامه دارد...

گلایه

خدا... پروردگار زمین و آسمان... توی این زمین... گذاشتیمو رفتی... رفتی و یادت رفت منو...! یادت رفت واقعاً... حداقل قبلا میذاشتی مرد باشم و گریه کنم... خودمو خالی کنم... گریه کنم و پیشت دردل کنم... توی تنهایی... جایی که فقط خودم و خودت باشیم... یهو کجا رفتی... مردمانت بد بودن یا بد شدن... همشون بد نیستن ولی نمیدونم چرا فکر میکنن همه باید مثل خودشون باشن فکر میکنن خودشون درست زندگی میکنن... حالا حتما باید دروغ بگیم تا بتونیم رو زمین راه بریم... قرار نبود اینطوری باشه... نکنه با بقیه قرار گذاشتیو ما نمیدونستیم... همش ازت میپرسم اون آسمون بیام همین عدالت حاکمه؟ هنوز جواب نگرفتم... بعضیا میگن اصلا خدا مگه بیکاره که به حرفای تو گوش بده... مثلا ببین الان دارم به این فکر میکنم که دارم میرم گنبد اونجا برم حسابداری یاد بگیرم که انگار بعدا به دردم میخوره... باورت میشه؟من... من که به این چیزا اعتقاد نداشتم... داشتم... چی شد یهو... ولی بهت قول میدم هنوز که هنوزه همونم... همون که خودش بوده و هست و مثل آفتاب پرست نیست... همون که حتی جایی که به ضررش هم تموم میشه خودش رو فراموش نمیکنه... اعتقاداتش رو... ایمانش رو... گور بابای دیگران... بذار بگن زرنگ نیست... بذار بگن ساده است... بذار اونجوری که نیست فکر کنن... مثل گذشته... من که حال میکنم با اینکه دیگران راجع به من اشتباه فکر کنن... خیلی خوبه... هفتم دارم میرم... خودت که میدونی... دوست داشتم برم... ایندفعه یکم اوضاع سخت میشه... خیالی نیست... این چیزا همیشه بهم حال داده...
در همین رابطه: آقا امروز با رئیسمون رفتیم به اصطلاح کترینگ استمبلی و خوراک مرغ خوردیم... ولی استمبلی دانشگاه کجا و این کجا... باور کنید همون استمبلی پرچرب دانشگاه که همیشه میخواستیم آب و گچو قاتیش کنیم و بزنیم به دیوار سلف صدتای اینو می ارزید... نه خود استمبلی و اشتباه نشه... چه طور بگم... آقا جاش... بچه های دانشگاه... خاطراتش که میمونه... احساس آرامشی که اون لحظه دارم حتی اگه ناراحت باشم.... ایناس که حال میده... بهم گفت احمد شب آخر که میخوای بری میریم رستوران زاگرس کوه صفه غذاش حرف نداره کل اصفهان زیر پاته... گفتم نمیام... گفت چرا خیلی باصفاست... گفتم فکر نکنم باهاش حال کنم... گفت کل اصفهان زیر پاته غذاش حرف نداره چرا حال نمیکنی بیای حال میکنی گفتم میدونم حال نمیکنم...
توضیحات نویسنده:با محمد و ایسی رفتیم نشستیم کوه صفه حال کردیم نه رفتیم رستوران زاگرس نه چیزی خوردیم ولی حالی بهم داده که فراموش نشدنیه... با بچه ها دور هم اون بالا حرف میزنیم و خسته هم نمیشیم چی بهتر از این واسه سه تا جوون مثل ما... یکی دانشجو یکی سرباز یکی در شرف خر شدن (نویسنده: مرغ شدن هم بهش میگن فی الواقع قاطی مرغا شدن هم گویند) که البته کیه که باور کنه ممدی زن بگیره... دوساله باهاش حرف میزنه یه روز آشتی یه روز قهر... البته شیرین که هست... از قضا همین که پایین میومدیم هم با باهاش قهر کرد... محمد دیگه تو دمای اتاق جوش میاد...!
در ادامه: دختره انگار ارث باباش رو از من میخواد... گفتم ممکنه بیای توی شرکت کار کنی برات سراغ دارم... بهت قول نمیدم ولی با این جنرال تریدینگ صحبت میکنم شاید اومدی... میگه شما قرار بود دیروز خبر بدی چرا حالا زنگ زدی... اگه نیمیشد بگوین تا یه فکری به حال خودم بکونم...
دیدین انگار ارث باباش پیش منه... پیشنهاد از من بود بدهکار هم شدیم... اکشال نداره... ما که قصدمون از این کارای خوب بود چی میگن بهش خیرات ... خیریه... مخیرات.... تخیلات.... آهان خیر... همون نیکی خودمون میشه...

روزی...

 همیشه از این که کسی مثل خودم رو ببینم بدم میومد، منظور اینکه از اینکه کسی رفتار و اخلاقش شبیه من باشه خوشم نمیاد، این روزها به این موضوع فکر می کنم که چرا همگان از من انتظار دارند و نمیتونم از کسی انتظاری داشته باشم، بدجور احساس میکنم که کسی نیست در کنارم،حتی انگار کسی نبوده که رفته باشه و تنهام گذاشته باشه و این حس رو بهم داده باشه، تمام کسایی که دوروبرمن نمیتونن جای کسی رو که میخوام پر کنن، این روزها دارم به آرامش فکر می کنم که چی هست، چه جوریه، دوست دارم از خواب بیدار بشم و ببینم همه چی آرومه من چقدر خوشحالم تو کنارم هستی به خودم می بالم، وقتی نمیدونم چه باید بکنم دیوونه میشم، هفت روزه دیگه برمیگردم گنبد، هیچ نمیدونم ترم جدید چه چیزایی رو پیش روم میذاره، عوض میشم باز...
یک هفته ای هست باهام حرف نزده حتی پیامی نداده... میگه یک روز میرسه که حسرت میخوری پشیمون میشی دلت میخواد یک نفر باشه که بهت گیر بده همینطور ازت سوال بپرسه درباره حست درباره کارات، زندگیت و... کسی باشه که بگه نرو بگه بمون بگه نمیخواد درس بخونی فقط نرو بگه دلش برات تنگ میشه میگه دلت برای اینا تنگ میشه میگه الان دوست داری تنها باشی دوست داری کسی کاری باهات نداشته باشه ولی روزی حسرتش رو میخوری همه اینارو میدونم اما باز نمیدونم چه مرگمه چه میخوام از این دنیا از دیگران از خدا ... چی میخوام ... خدایا ازت میخوام بهم بگی چی میخوام چی باید بخوام...
آره میدونم اگه بذاره بره دیگه کسی نیست که دوست داشته باشم ازش خداحافظی کنم دلم براش تنگ بشه برای دیدنش لحظه هارو پشت سر بذارم وقتی دیدمش آروم بشم بهش امید بدم بهم امید بده دستشو بگیرم دستمو فشار بده نخواد احساسشو نشون بده به چشماش نگاه کنم از چشماش بخونم خوشحالم کنه خوشحالش کنم از دستم دلخور بشه از دستش دلخور بشم باهاش صحبت کنم اونطور که میخوام به حرفام گوش بده حرفام رو واژه واژه به خاطر بسپره خاطرات شیرین رو بیادم بیاره اونی که میخوام باشه... بهش عشق بورزم...
روزی حسرت خواهم خورد خوب میدانم و این لحظه ها میگذرند و تمام میشوند و تو برای من تمام نمیشوی تنها تو میمانی، بمان که لحظه لحظه های من درگیر حس وجود توست حس خوب دوست داشتن حس زندگی حس ناب عشق ورزیدن تو بمان که تنها تو را دارم و بس...

هرچه پیش آید...

« ... من آدم دوست داشتنی ای نیستم. جذابیت هیچوقت توی زندگیم اهمیتی نداشته. و فقط بگم که این فیلمی نیست که به آدم احساس خوبی بده پس اگه شما از اون احمق هایی هستید که می خواد احساس خوبی بکنه، بهتره که برید و بدین که پاهاتونو ماساژ بدن.
معنی این حرفا چیه؟ هیچی،صفر،واقعا هیچی، هیچی به هیچ جا نمیرسه و هنوز که هنوزه همه جا پره از آدمای احمق که چرت و پرت بگن.
من نه،من یه تصوری دارم که دارم با شما بحث می کنم. دوستاتون،همکاراتون،روزنامه هاتون،تلویزیونتون، همه خوشحالند که حرف می زنند با همه اطلاعات نادرست. اخلاق،علم،مذهب،سیاست،ورزش،عشق... اوراق بهادارتون،بچه هاتون، سلامتی، خدایا من باید روزی نه سرویس میوه و سبزی بخورم تا زنده بمونم، من نمیخوام زنده بمونم، من از این میوه ها و سبزی های لعنتی متنفرم و امگا سه شما و نوار گردون نگاره قلب و مامو گرام و اسنوگرام لعنتی، و خدای من، کلونوسکوپی! و با همه این ها اون روز بالاخره میاد روزی که تورو میذارن توی یه جعبه و اون وقت نوبت نسل بعدی از احمق هاست... که درباره زندگی با تو حرف می زنند و توضیح می دن که چی مناسبه... پدر من خودکشی کرد چون که روزنامه های صبح اونو افسرده کرده بودن و می تونی پدرم رو مقصر بدونی؟ با این همه وحشت و فساد و جهل و فقر و قتل عام و ایدز و گرم شدن هوا و ترورسم و احمق های خانواده دار و احمق های اسلحه دار!
"وحشت" کرتز میگه توی آخر کتاب "قلب تاریکی". 'وحشت'... کرتز خوش شانس بوده که روزنامه تایمز رو توی جنگل پخش نمی کردن و اون وحشت رو دیده.
اما شما چیکار می کنی؟ درباره قتل عام توی دارفور مطلب می خونید یا یه مشت اتوبوس مدرسه که منفجر میشن و میگی "اوه!خدایا،وحشتناکه! و بعدش می رید صفحه بعد و کار خودتون رو می سازین.
اصلاً چیکار می تونید بکنید؟ این خیلی طاقت فرساست.
من خودم هم خودکشی کردم! ظاهراً موفق نشدم.
اصلاً چرا میخواین درباره اینا چیزی بشنوید؟ شما خودتون یه عالمه مشکل دارین.
مطمئنم که شما همتون از امید ها و آرزوهای کوچکی که دارید ناراحت هستین، زندگی های قابل پیش بینی و راضی نکننده، فعالیت های اقتصادی شکست خورده تون... "اوه،اگه فقط اون سهام رو خریده بودم!"..."اگه فقط چند سال پیش اون خونه رو خریده بودن"..."اگه فقط رفته بودم و با اون زنه حرف زده بودم"... اگه این اگه اون، میدونید چیه؟بی خیال بشید با این "می تونست بشه" و "باید می شد" مثل مادرم که می گفت: "اگه مادربزرگم چرخ داشت می شد یه اتوبوس برقی"
مادرم چرخ نداشت، اون سیاه رگ های گشادی داشت... به هر حال اون زن یه چنین ذهن متفکری رو بدنیا آورد!
قرار بود به من توی فیزیک جایزه نوبل بدن... البته نبردم... می دونید که همش سیاسی کاریه! مثل هر جایزه احمقانه دیگه ای...
ضمناً فکر نکنید من آدم ناراحتی هستم، چون یه چند تا عقب نشینی شخصی داشتم.
با توجه به استانداردهای تمدن وحشی و بی فکر من خیلی هم خوش شانس بودم... من با یه زن خوشگل ازدواج کردم که خانواده خیلی پولداری داشت... برای سال ها ما در "بیکمن" زندگی می کردیم... من توی دانشگاه کلمبیا تدریس می کردم...تئوری رشته ای................ »

«Whatever Works» (هرچه پیش آید) به کارگردانی وودی آلن

ویژگی های سامانه های توکار

 سامانه های توکار (Embedded Systems)
بخش چهارم : ویژگی ها
1. سامانه های توکار جهت انجام برخی وظایف مخصوص طراحی شده اند، به همین دلیل برای انجام همان کار سریع تر از یک کامپیوتر چند منظوره که برای انجام چندین وظیفه مختلف طراحی شده است کار می کنند، برخی از آن ها دارای محدودیت های عملکرد به هنگام هستند که از این لحاظ به چند دلیل از قبیل امنیت و قابل استفاده شدن باید تطابق داده شوند، از برخی دیگر از این سامانه ها ممکن است کارهای کمتری درخواست شود که این به سیستم سخت افزاری اجازه ساده تر شدن و کاهش قیمت را می دهد.
2. سامانه های توکار همیشه قطعات تنها کاری نیستند، بسیاری از سامانه های توکار شامل مولفه های کوچک و برنامه نویسی شده ای هستند که همراه یک قطعه بزرگ تر که وظایف بیشتر و اهداف کلی بزرگ تری را به عهده دارد کار می کنند، برای مثال ربات گیتارزن گیبسون دارای یک سامانه نهفته برای کوک کردن سیستم هاست، اما تمام هدف ربات گیتارزن اجرای یک موسیقی می باشد، به همین ترتیب یک سامانه توکار در یک اتومبیل وظیفه خاصی را انجام می دهد درحالی که خودش یک زیرسیستم در خودرو است.
3. برنامه های راهنمای نوشته شده برای سامانه های توکار به سخت افزار آن مراجعه می کنند و در حافظه فقط خواندنی و یا چیپ های حافظه فلش ذخیره شده اند، آن ها برای اجرا شدن به منابع سخت افزاری کمی نیاز دارند: حافظه کم، کیبوردهای کوچک یا بدون وجود کیبورد و یا نمایشگر.