جادوی چنگ زدن به حیات!شکستن سنتهای پوچ و بیهوده .. فریاد آزادی نسلی که قصد تجربه عرصه هایی نوین از زندگی را دارد،ونسل پیشین که اینان رادستمایه خودخواهی های شرم آور خود قرار داده اند.. و چه دشوار است این!! اگرچه فیلم با خودکشی نیل به پایان می رسد،کسی که بیش از دیگر اعضای انجمن شاعران مرده شور زندگی نوینی را داشت که بر پایه خواسته و عشق خودش بنا شده باشد،و به دنبال آن محکومیت و اخراج کتینگ،اما این پایانی است که رستاخیزی پر شور را نوید میدهد!(صحنه رفتن دانش آموزان بر روی نیمکتها وفریاد “ای ناخدا!ناخدای من”،و شگفت تر اینکه این فریاد را اول بار خجول ترین و محافظه کارترین شخصیت فیلم از ابتدا برمی آورد!)
“انجمن شاعران مرده” دعوتی است به یک روز نو، نقش نو، شکوه از نو دیدن، پذیرفتن، ایستادن و بودن آنگونه که خواستن. شاعران مرده را اشاره ای میخوانم به انبوه من و تو، انبوه روح و احساس مرده ی ما، طبع شاعرانه و عسل گونه ای که از یاد برده ایم. شاعران مرده ای که از کالبد وجودمان تقاضای ظهور دارند و حضور در همان نقشی که میخواهیم، فراموش کرده ایم و کشته ایم! نقشی که دوست داریم، جدای از دنیا و عمیقا نزدیک به آنچه که به آن عشق میورزیم، فارغ از احمقانه خوانندش….
و چه تردید سختی است بین ایستادن و فریاد زدن آنچه از آنی و چشم بستن و راهی شدن بر آنچه که بر آنی.
سال 1959 ورمانت، کالج پیش دانشگاهی سنتی ولتن. در ابتدای سال تحصیلی، جان کیتینگ (ویلیامز) که قبلا دانش آموز همین مدرسه بوده به عنوان معلم جدید ادبیات انگلیسی معرفی می شود. در همان جلسه نخست کلاس، شاگردان از فلسفه و نگاه نویی که کیتینگ به شعر و زندگی دارد، تکان می خورند. او می گوید که آنها باید صفحاتی از کتاب را پاره کنند، به فکر زمان حال باشند و چیز خارق العاده ای از زندگی خود بسازند. او تجربه شعر خواندن شبانه درون غاری تاریک در حومه شهر را که در زمان دانش آموزی خود با دوستان گروهش “انجمن شاعران مرده” بارها تکرار کرده بود در اختیار آنها قرار می دهد و این قبیل آموزه ها از شاگردانش انسانهای جدیدی می سازد.
فیلم انمن شاعران مرده برگرفته از کتابی به همین نام می باشد و شاید جزو معدود فیلم هایی باشد که با موفقیت از روی یک کتاب اقتباس شده است .
جان کیتینگ استادی که پاره کردن صفحات کتاب را به شاگردانش می آموزد آن گونه که صفحات کتاب زندگی را چون به کار نمی آیند دور می ریزد.به راستی هیچ شخصیت دیگری به جز رابین ویلیامز نمی توانست جان کیتینگ را آن گونه که هست نمایان کند.گویی زندگی واقعی خود را به معرض نمایش می گذارد . ویلیامز آن چنان با حرارت ایفای نقش می کند که همگان بر این باورند ، کسی جز خود وی نمی توانست در نقش جان کیتینگ ظاهر شود.بازی رابین ویلیامز در فیلم پچ آدامز هم نمونه دیگری از هنر بی نظیر رابین است.

0 نظرات:
ارسال یک نظر